ماشین جدید سام

ماشین نو خریدم دس هیچکس هم نمیدموقتی تو سیسمونی بودیم بابایی داشت پول ماشینمو حساب میکرد مامانی هم میخاس برام لباس بخره منم سوار ماشینم بودم یه بچه کوچولو که یکم از خودم بزرگتر بود تازه راه رفتن یاد گرفته بود اومد فرمون ماشینمو گرفت منم اور موهاشو کشیدم بعد خاستم دس تو چشش کنم بدشم دستشو گاز گرفتماااا   ددا    بابا  بابا  بابا پوخ پوخ   بگو بابات برات بخره مامانی همه ماجرا رو ندید ولی بابایی مامان بابای اون بچهه با فروشنده همشون داشتن مارو نگا میکردن فروشنده از ماشین تعریف کرد فک کنم مامان باباش براش خریدن.
  ادامه مطلب ...